حضرت صاحب الشرف
 
او خواهد آمد...
 

حادثه حرّه

آمار تکان دهنده از جنایت لشکریان یزید در مدینه

هنگامی که لشکر یزید در سال 63 هجری وارد مدینه می شوند، نه تنها حرمت شهر پیامبر(ص) را حفظ نمی کنند، بلکه جان و ناموس این شهر، سه روز بر لشکریان حلال می شود.

در 28 ذی الحجه سال 63 هجری قمری در شهر مدینه انقلابی علیه دستگاه ظالم یزید به وقوع پیوست، زیرا این انقلاب در راستای عکس العمل به شهادت امام حسین(ع) بود، این واقعه را به دلیل آن که در ریگزارى در اطراف مدینه به نام  » حّره » واقع شد و پایگاه لشکر یزید نیز در آن جا بود، آن را در تاریخ به نام «واقعه حرّه» ثبت کرده اند...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
در روز بیست و هشتم ذی الحجه سال 63 هجری قمری واقعه اسفناک حره در مدینه منوره به وقوع پیوست.(1) پس از واقعه جان سوز کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام و نیز اسارت اهل بیت علیهم السلام، عده ای از مردم مدینه به منظور مشاهده روند حکومت یزید بن معاویه لعنه الله علیه راهی شام شدند.
آنان زمانی که به شهر مدینه بازگشتند، برای مردم از فسق و فجور بی اندازه یزید و درباریان او گفتند. مردم مدینه نیز کارگزار یزید، عثمان بن محمد بن ابی سفیان و مروان بن حکم و سایر مردان بنی امیه را از مدینه بیرون و با عبدالله بن حنظله بیعت نمودند. چون این خبر به شام رسید، یزید ملعون، مسلم بن عقبه را با لشکری فراوان به سوی مدینه فرستاد. لشکریان شام در سنگستان بیرون مدینه معروف به حره(که در یک میلی ( 1 روز آرام حرکت کردن کاروان، 1 میل است) مسجد النبی قرار داشت) با مردم مدینه وارد جنگ شدند و مردم شهر پس از دادن کشته های فراوان به داخل مدینه گریختند. لشکر شام در تعقیب آن ها وارد مدینه شدند. مسلم بن عقبه به مدت سه روز جان و مال و ناموس مردم این شهر را برای خود حلال نمود. از این رو لشکریان شام هم از این فرصت استفاده کرده و از هیچ جنایتی فروگزار نکردند، حتی برخی از آنان در مسجد النبی زنا کردند. حمله سپاهیان یزید به شهر مدینه به کشته شدن بیش از ده هزار نفر منجر شد و علاوه بر آن هزاران بچه از طریق زنا متولد شدند.(2)

----------------------------
منابع:

1-بحار الانوار،ج18،ص125. فیض العلام،ص132.
2-وقایع الایام،ص143.

 





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]

در این روز و در سال 34 هجری قمری عثمان بن عفان بعد از محاصره خانه اش توسط مسلمانان در 81 یا 90 سالگی به دست مردی از اهل مصر کشته شد.(1) وی را بعد از کشتن از خانه اش بیرون آوردند و در یکی از زباله دان های مدینه انداختند. از ترس مهاجران و انصار کسی او را دفن نمی کرد، تا بعد از سه روز او را با نیرنگ به مقبره یهودیان مدینه به نام حُش کوکب بردند و دفن کردند. معاویه در دوران خلافتش خانه های بین این قبرستان و بقیع را خراب و آن را به قبرستان مسلمانان متصل کرد.(2) عثمان بعد از عمر بن خطاب به جای او نشست. عمر در زمان حیات خود بارها گفته بود که بعد از من خلافت از آن عثمان است.(3) ولی به ظاهر امر خلافت را به شورا گذاشت و آن را به گونه ای پیش بینی کرد که سرانجامش خلافت عثمان شود.

بدعت های عثمان

عثمان در دوران حکومت خویش خلاف های بزرگی انجام داد، از جمله:

1-منازل زیبا و وسیع از سنگ و آجر و ساروج با درهایی از چوب های هندی و خوش بو و گران قیمت ساخت. باغ ها و زمین ها و چشمه های زیادی را مالک شد و اموال بسیاری را در خانه خود جمع آوری کرد. هنگامی که کشته شد، صد و پنجاه هزار دینار و یک میلیون درهم نزد خازن (حساب دار) او بود. اضافه بر زمین های اطراف حنین که صد هزار دینار قیمت داشت. گاو و گوسفند و شتر فراوانی نیز از او بر جای مانده بود.(4)

2-به گروهی چون عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام آن قدر مال و باغ و زمین داد که آن ها هم خانه های سنگی، آجری و گچ گاری شده بنا کردند. زبیر بعد از مرگ 50 هزار دینار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جای گذاشت.(5)

3-عبیدالله بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان اعدام نکرد و بعد از دفن عمر بن خطاب، عبیدالله پسر عمر چون دست رسی به ابو لولو پیدا نکرد، بر در خانه او دختر کوچکش را کشت. هرمز عجمی مسلمان و جفینه غلام سعد بن ابی وقاص را هم کشت، به جرم این که چند روز قبل از کشته شدن عمر آن نفر را دیده بود که با فیروز ابو لولو در حال گفتگو هستند. سعد وقاص، عبیدالله بن عمر را به زمین زد و شمشیرش را گرفت، به غلامانش دستور داد، او را حبس کردند تا امر شورا تمام شود. عثمان که خلیفه شد، علی بن ابی طالب علیه السلام و دیگران گفتند: او را قصاص کن. عثمان او را آزاد کرد و گفت: دیروز پدرش کشته شده و امروز پسرش را بکشم؟ من به عنوان خلیفه مسلمین عبیدالله را بخشیدم.(6)

4-حکم بن ابی العاص پدر مروان را که دشمن خدا و رسول بود، با احترام به مدینه آورد. او عموی عثمان بود که به عداوت با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام مشهور بود. حکم به خاطر جسارت هایی که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نموده بود، از طرف آن حضرت به طائف تبعید شد. بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوبکر و عمر شفاعت عثمان را برای حَکَم قبول نکردند. همین که حکومت به دست عثمان رسید، عموی خود حکم و مروان را با اطرافیان آن ها به مدینه آورد و مخالفت صریح با امر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمود. دیری نگذشت که به جای حکم ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسیار تبعید کرد. از سوی دیگر صد هزار درهم از اموال مسلمین را به حکم داد. هم چنین خمس افریقیه (قاره آفریقا) که صد هزار درهم بود و همه مسلمین در آن شریک بودند به همراه فدک به مروان داد و نیز مروان را برای وزارت و کتابت اسرار خود انتخاب کرد. حال آن که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مروان و حکم را بارها لعنت فرموده بود.(7)

5-ولید بن عقبه را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود: اهل آتش است، والی کوفه کرد. ولید مردی فاسق و شارب خمر بود و شبی تا صبح با کنیزان و زنان خواننده مشروب خورد، صبح با همان حال به مسجد رفت، نماز صبح را 4 رکعت خواند و گفت: دوست دارید بیشتر بخوانم! او در حالی که سجده را طول داده بود می گفت: اشرب و اسقنی ( شراب بریزید تا بخورم) (8)

قتل عثمان به دست مردم

آخرالامر تعداد زیادی از مردم کوفه، مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند. چون او اوضاع را خطرناک دید، با واسطه قرار دادن امیرالمومنین علیه السلام وعده داد که به درخواست آن ها عمل و حکام را تعویض کند، سیره نیکو و عدل را در حکومت داری پیشه کند. اما هنگامی که معترضین به شهرهای خود باز می گشتند، پیک مخصوص عثمان را دیدند که از بی راه می رود. او را گرفتند و نامه ای از طرف عثمان دیدند که به والی مصر نوشته بود: به محض آمدن این ها، یکی را بکش، یکی را دست قطع کن و... . آنان برگشتند، افراد زیادی در مسیر همراه آن ها به مدینه آمدند و حدود 50 روز خانه او را محاصره کردند. عثمان در ایام محاصره از امیرالمومنین علیه السلام آب طلبید. حضرت سه مشک آب سرد بردند، ولی آخرالامر معترضین به منزل او ریختند و مردی مصری عثمان را کشت، گرچه بنی هاشم مانع شدند و بنا بر نقلی امام حسن علیه السلام جراحت مختصری برداشت و سر قنبر نیز زخمی شد.(9)

خلافت ظاهری امیرالمومنین علیه السلام

در روز قتل عثمان و در سال 34 هجری مردم با امیرالمومنین علیه السلام بیعت کردند.(10)

----------------------------------

منابع:

1-تاریخ خلفا،ص162. مسار الشیعه،ص21. توضیح المقاصد،ص32. العدد القویه،ص166. مصباح کفعمی،ج2،ص601. بحار الانوار،ج95،ص189. فیض العلام،ص125.
2-مسار الشیعه،ص21. فیض العلام،ص125.
3-تاریخ دمشق،ج39،ص188.
4-مروج الذهب،ج2،ص341.
5-مروج الذهب،ج2،ص341.
6-الغدیر،ج9،ص260. دانستنی های تاریخ،ج3،ص223.
7-شفا الصدور فی شرح زیارات العاشورا،ج1،ص321.
8-مروج الذهب،ج2،ص344.
9-مروج الذهب،ج2،ص353.
10-مسار الشیعه،ص21. فیض العلام،ص25. تتمه المنتهی،ص16. مستدرک سفینه البحار،ج5،ص212.

 




ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]

 دعاها، نمازها و اذکار وسعت رزق

امام باقر (علیه السلام) به زید شحام فرمود: «برای زیاد شدن روزی، در سجده های نماز واجب این دعا را بخوان:

“یا خَیرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یا خَیرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛

اى بهترین پناه سائلان و اى بهترین بخشایش گران. به من و خانواده ام از فضل وافرت روزى بخش که تو صاحب فضلى عظیم هستى».

دغدغه های اقتصادی و مالی از دیر باز ذهن بشر را به خود مشغول داشته است به گونه ای که انسان در هر شرایطی اعم از فقیر یا غنی بودن تمایل به داشتن مال بیشتر دارد ،البته گاه این میل خود را به شکل یک رذیله زشت اخلاقی مانند حرص و طمع نشان می دهد ، که  باید جلویش را گرفت و در غیر اینصورت با داشتن تمام دنیا هرگز رنگ آرامش را نخواهیم دید .

اما گاه در ضمن داشتن رضایت و سپاسگزاری به درگاه بی نیاز تمایل داریم که روزی ما بیشتر باشد که در این صورت می توانیم از درگاه خداوند متعال با اذکار دعاها و نمازهایی طلب روزی کنیم و از این راه بکوشیم ریشه های توکل و قطع امید از غیر خدا را در وجود خویش تقویت کنیم .

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می‌باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می‌دانند.[1]

قرآن کریم یکی از اعمالی را که باعث فزونی روزی می شود استغفار معرفی می کند و می فرماید:

«وَ أنِ استََغفِرُوا رَبَّکُم ثُمَّ‌تُوبوا إِلَیهِ یمَتِّعکُم مَتاعاً‌حَسَناً إلی أجَلٍ مُسَمّی و یؤتِ ‌کُلَّ ‌ذِی فَضلٍ فَضلَهُُ…؛ و اینکه از پروردگار خود آمرزش بطلبید؛‌سپس [با ایمان ناب و عمل صالح] به سوی ‌او باز‌گردید تا شما را تا مدّت معینی [از مواهبِ زندگی این جهان] به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی، به مقدارِ‌ فضیلتش ببخشد…». (سوره هود، آیه 3)

 

در روایات وارده از ائمه معصوم علیهم السلام هم اعمالی را معرفی کرده اند که باعث افزایش رزق می شوند و همچنین از اعمالی بر حذرمان میدارند که باعث از بین رفتن رزق و روزی می شوند برای نمونه یک مثال ذکر می کنیم :

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر که [پارچه اى براى ] لباس نو ببرد و سى و شش بار سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ را تلاوت کند و آن گاه که به آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ رسید، آب بر دارد و اندکى به لباس بپاشد، سپس دو رکعت نماز گزارد و دعا کند و در دعایش بگوید: الحمد للَّه الّذى رزقنى ما أتجمّل به فی النّاس و أواری به عورتی و أصلّی فیه لربّی و احمد اللَّه»، پیوسته از روزى گسترده برخوردار گردد تا آن گاه که این لباس کهنه شود

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس دو ماه پیاپی هر روز چهار صد مرتبه این ذکر استغفار را بخواند، خداوند او را گنجی از دانش یا مالِ فراوان کرامت فرماید: 

«اَستَغفرُ اللّه الّذی لاإله الاّ‌هُوَ الحَی القَیومُ الرَّحمنُ‌الرَّحیمُ بَدیعُ‌السّمواتِ والأَرضِ مِن جمیعِ ظُلمی و جرمی و اِسرافی عَلی نفسی و اَتوبُ إِلیهِ».

دعاها و نمازها و اذکاری در کتب روایی و ادعیه، برای طلب رزق از خداوند متعال وجود دارد[2] که همراه با تلاش، می توان  از آنها بهره مند گردید که به بعضی از آن ها اشاره می شود.

در کتاب کافی عنوانی در این زمینه  آمده[3] و  در آن دعاهایی برای زیادی رزق ذکر شده است، از جمله امام باقر (علیه السلام) به زید شحام فرمود: «برای زیاد شدن روزی، در سجده های نماز واجب این دعا را بخوان: “یا خَیرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یا خَیرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛ اى بهترین پناه سائلان و اى بهترین بخشایش گران. به من و خانواده ام از فضل وافرت روزى بخش که تو صاحب فضلى عظیم هستى».[4]

مردى از اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مدتى خدمت آن حضرت نیامد پس از مدتى به حضورش مشرف شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «چه مانع شد که پیش ما نیایی؟ عرض کرد بیمارى و فقر و نیازمندى، حضرت به او فرمود: آیا نمی خواهی دعایى به تو یاد دهم که خداوند بیمارى و فقر را (به وسیله آن) از تو برطرف فرماید، عرض کرد اى رسول خدا رحمت و درود خدا بر تو باد، آرى (آن دعا را به من تعلیم فرما)، پس حضرت فرمود بگو:

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَی الَّذِی لَا یمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ یکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یکُنْ لَهُ وَلِی مِنْ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا». مدتى بر آن مرد نگذشت که به خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و عرض کرد: اى رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، خداوند (به واسطه آن دعا) بیمارى و فقر را از من بر طرف فرمود».[5]

ضمرة بن حبیب می گوید از پیغمبر(صلی الله علیه و آله) راجع به نماز پرسش شد فرمود: «نماز از شرایع دین است و رضاى پروردگار عزّو جل در آن است و آن روش پیغمبران است، فرشتگان نماز گزار را دوست دارند از آنها است هدایت و ایمان و نور معرفت و برکت در رزق و …» .[6]

على (علیه السلام) فرمود: هر کس در روز سى مرتبه خدا را تسبیح گوید؛ خداى عزّ و جل هفتاد نوع بلا را از او برگرداند، که آسان ترین آن تهیدستى است

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت است که هر گاه به خانواده شان سختى و تنگدستى مى رسید مى فرمود: به نماز برخیزید، زیرا پروردگارم مرا به این کار امر کرده است، چنان که فرموده: «خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش، ما روزى از تو نمى خواهیم بلکه تو را هم ما روزى مى دهیم، و فرجام نیکو از آن پرهیزگارى است[7]».[8]

در کتاب ثواب الاعمال پاداش آن کس که هنگام بریدن [پارچه براى ] لباس نو، سوره «انّا انزلناه» را تلاوت کند، این چنین ذکر شده است:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر که [پارچه اى براى ] لباس نو ببرد و سى و شش بار سورهإِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ را تلاوت کند و آن گاه که به آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ رسید، آب بر دارد و اندکى به لباس بپاشد، سپس دو رکعت نماز گزارد و دعا کند و در دعایش بگوید: «الحمد للَّه الّذى رزقنى ما أتجمّل به فی النّاس و أواری به عورتی و أصلّی فیه لربّی و احمد اللَّه»، پیوسته از روزى گسترده برخوردار گردد تا آن گاه که این لباس کهنه شود».[9]

از جمله اذکار می توان به ذکر (لا حول و لا قوّة الا بالله) اشاره نمود، که برای برطرف شدن فقر (و وسعت رزق) توصیه شده است.[10]

على (علیه السلام) فرمود: «هر کس در روز سى مرتبه خدا را تسبیح گوید؛ خداى عزّ و جل هفتاد نوع بلا را از او برگرداند، که آسان ترین آن تهیدستى است».[11]

علاوه بر این اعمالی چون صله ی رحم،نیکی به پدر و مادر و خلق خدا،صدقه و قرض الحسنه دادن،خوش رویی و خوش برخوردی،و ...باعث افزایش رزق و روزی می شوند .

پی نوشت ها :

[1] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 17، ص 45، ح 21940مؤسسه آل البیت، قم، 1409 ه ق. برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک: نمایه 967 سایت اسلام کوئست.

[1] به عنوان نمونه ر.ک: مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 293، باب 110 (دعاهای رزق و روزی)، مؤسسة الطبع و النشر‌، چاپ اول‌،، بیروت،1410 ه ‍ ق‌.

[2] ر.ک: شیخ کلینى، کافی، ج 2، ص 550، بَابُ الدُّعَاءِ لِلرِّزْقِ، اسلامیه ، چاپ دوم ، تهران ،1362 ش .

[3] همان، ص 551، ح4

[4] همان، ح3

[5] شیخ صدوق، خصال، کمره اى، محمد باقر، ج 2، ص 299، کتابچى ، چاپ اول، تهران، 1377 ش.

[6].طه،  132

[7] استادولى، حسین، آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص 87، پیام آزادى ، چاپ سوم، تهران، 1381 ش.

[8]. شیخ صدوق،ثواب الاعمال، حسن زاده ، صادق، ص 71، ارمغان طوبى ، چاپ اول ، تهران، 1382ش .

[9] حرّ عاملى، محمد بن حسن‌، وسائل الشیعه، ج 7، ص 218، ح 9159، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌، چاپ اول‌، قم، 1409 ه ‍ ق‌.

[10] طبرسى ، على بن حسن بن فضل، هوشمند و محمدى،  ص 251، دار الثقلین ، چاپ اول ، قم ، 1379 ش .

منابع : سایت اسلام پدیا

پایگاه حوزه نت





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 11 تیر 1396  توسط [ra:post_author_name]

 این صلوات را به هیچ وجه از دست ندهیم

ذکر «اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها [و السّرّ المستودع فیها] بعدد ما أحاط به علمك» نیز از مرحوم شیخ انصاری نقل شده است که البته نظر به توفیقات ایشان در زیارت حضرت مهدی(عج) بعید نمی دانند که آموزه ی ایشان باشد.
اما مهم است که با مفهوم «صلوات» بیشتر آشنا شویم تا بدانیم که به هیچ وجه ضرورت ندارد که ذکر صلوات حتماً از معصوم و برای معصوم باشد. انسان نه تنها می تواند برای زنده ها یا اموات صلواتی بر محمّد و آل محمّد بفرستد، بلکه حتی می تواند صلواتی برای پدر و مادر یا هر کسی که بخواهد بفرستد. مثلاً بگوید: «اللهم صل علی ابی – یا امّی»، چنان چه بارها در حق آنان دعاهای دیگر می نماید.


الف - صلوات، درود و رحمت الهی است. در قرآن کریم هم فرموده که خدا و ملائک برای نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستند، پس شما هم بفرستید:
«إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» (الأحزاب، 56)
ترجمه: خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند اى كسانى كه ایمان آورده اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.
و هم می فرماید خدا و ملائکه به همه مۆمنین و شما صلوات می فرستند:
«هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِیخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُۆْمِنِینَ رَحِیمًا * تَحِیتُهُمْ یوْمَ یلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِیمًا» (الأحزاب، 43 و 44)


ترجمه: اوست كسى كه با فرشتگان خود بر شما درود مى فرستد تا شما را از تاریكی ها به سوى روشنایى برآورد و به مۆمنان همواره مهربان است * درودشان روزى كه دیدارش كنند سلام خواهد بود و براى آنان پاداشى نیكو آماده كرده است.
«الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعونَ * أُولَئِكَ عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (البقره، 156 و 157)

 

صلوات نقل شده از مرحوم شیخ طوسی (ره) نیز بر همین قواعد بیان شده استوار است و از سنخ صلوات بر محمّد و آل محمّد است و تقاضای درود و رحمت شده است و نه نور هدایت، چرا که خود ایشان مانند سایر معصومین (علیهم السلام) همان نور هدایتی (صلواتی) هستند که خداوند متعال برای خروج مۆمنین از ظلمات به نور فرستاده است. درود و تحیّت الهی از جنس کلام و لفظ نیست، بلکه فعل اوست.


ترجمه: [همان] كسانى كه چون مصیبتى به آنان برسد مى گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم * بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه یافتگان [هم] خود ایشانند.
ب - «آیت الله جوادی آملی: صلواتی را كه خدا و فرشتگان بر پیامبر می فرستند بر مۆمنان نیز می فرستند! مۆمن، به جایی می رسد كه خدای سبحان و فرشتگان بر او صلوات می فرستند! در سوره احزاب هر دو مسئله بازگو شده است، یعنی هم صلوات خدا و ملائكه بر پیامبر و هم صلوات خدا و فرشتگان بر مۆمنان. »


صلوات نور هدایت است. لذا در مورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نفرمود که خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند تا «لِیخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» ایشان را از ظلمت به نور هدایت نماید، چون خود ایشان همان «نور هدایت» هستند، لذا فرمود بر ایشان صلوات (درود و رحمت) می فرستند و شما نیز بفرستید و کاملاً در سِلم و سلامت، تسلیم او باشید (صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا)، اما در مورد دیگران فرمود که صلوات (نور هدایت) می فرستد تا آنان را از ظلمات به نور هدایت نماید. لذا می فرماید آنان که به وقت مصیبت خود را نباخته و می گویند که ما از خدا هستیم و به سوی او بر می گردیم، یعنی وابستگی به این از دست رفته نداشته و نداریم که با مصیبتش (اصابت بلا) خود گم کرده و متزلزل گردیم، شامل همان نور هدایت شده و می شوند.


ذکر «اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها [و السّرّ المستودع فیها] بعدد ما أحاط به علمك» نیز از مرحوم شیخ انصاری نقل شده است که البته نظر به توفیقات ایشان در زیارت حضرت مهدی (عج) بعید نمی دانند که آموزه ی ایشان باشد
پ – پس انسان (مۆمن) می تواند برای هر کسی از خداوند منّان طلب درود، رحمت و نور هدایت (صلوات) نماید، چنان چه در کلام وحی آموزش داده شده است که چون حضرت ابراهیم (علیهم السلام) خود، فرزندان و والدین و همگان را دعا کنیم:
«رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَ مِن ذُرِّیتِی رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاء * رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَی وَ لِلْمُۆْمِنِینَ یوْمَ یقُومُ الْحِسَاب» (إبراهیم، 40 و 41)


ترجمه: پروردگارا مرا برپا دارنده ی نماز قرار ده و از فرزندان من نیز، پروردگارا و دعاى مرا بپذیر، پروردگارا روزى كه حساب برپا مى شود بر من و پدر و مادرم و بر مۆمنان ببخشاى.
این دعا می تواند درخواست مغفرت، گشایش، قبولی طاعات و عبادت باشد و یا درخواست درود، رحمت و نور هدایت (صلوات) باشد و الزامی ندارد که حتماً از معصومی نقل شده باشد.


ت – صلوات نقل شده از مرحوم شیخ طوسی (ره) نیز بر همین قواعد بیان شده استوار است و از سنخ صلوات بر محمّد و آل محمّد است و تقاضای درود و رحمت شده است و نه نور هدایت، چرا که خود ایشان مانند سایر معصومین (علیهم السلام) همان نور هدایتی (صلواتی) هستند که خداوند متعال برای خروج مۆمنین از ظلمات به نور فرستاده است. درود و تحیّت الهی از جنس کلام و لفظ نیست، بلکه فعل اوست.


البته صلوات های دیگری برای حضرت فاطمه (علیها السلام) به نقل از معصومین (علیهم السلام) وجود دارد که از جمله آنها صلوات حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد که در «مفاتیح الجنان – صلوات بر حج طاهره» آمده است.





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 11 تیر 1396  توسط [ra:post_author_name]

 ذکر ایام هفته

ذکر ایام هفته

 

ذکر روز  شنبه :    یا رب العالمین  


ذکر روز  یکشنبه:     یا ذالجلال والاکرام


ذکر روز  دوشنبه:     یا قاضی الحاجات


ذکر روز  سه شنبه:     یا ارحم الراحمین


ذکر روز   چهارشنبه :    یا حی یا قیوم


ذکر روز  پنجشنبه:     لا اله الا الله الملک الحق المبین


ذکر روز  جمعه :    اللهم صل علی محمد و ال محمد





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 11 تیر 1396  توسط [ra:post_author_name]

پیامی از سوی خدا به بنده های دل شکسته....

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود.

همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش! می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند. و جنسش عوض نمی شود ... و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...برای همیشه! چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ... چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ... چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام! درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ... می خواهم شاد باشی ... این را من می خواهم ... تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم) و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد. شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟ اما، نه من هم دل به دلت بیدارم! فقط کافیست خوب گوش بسپاری! و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت ... با عشق !





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 11 تیر 1396  توسط [ra:post_author_name]

توصیه های استاد قرائتی برای ماه مبارک رمضان

حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی برای ماه مبارك رمضان {1394 ش} توصیه هایی جهت بهره مندی هر چه بیشتر از قرآن كریم ارائه كرد كه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن
همانگونه كه ماه رجب و شعبان دستورات ویژه دارد كه برای آمادگی ماه مبارك رمضان است و همانگونه كه مسئولین برای سفرهای نوروزی و تابستانی تداركات ویژه ای در نظر دارند و همانگونه كه ماشین‌های هوا گرفته در سراشیبی روشن می‌شود و سراشیبی عبادت و تلاوت و تدبیر و تفسیر ماه رمضان است. لازم است حوزه‌های علمیه نیز برای ماه قرآن آمادگی خاصی داشته باشند.
هدف حوزه‌ها تربیت عالم ربانی است كه قرآن كلید ربانی شدن را استمرار در تعلیم كتب آسمانی می‌داند (كُونُواْ رَبَّانِیینَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ)
بحمدالله در این سال‌ها حوزه‌ها به خصوص حوزه علمیه قم صدها نفر از مدرسین در كنار درس‌های رسمی به تفسیر پرداخته اند و كم كم درس تفسیر از درس جانبی و حاشیه ای وارد متن می‌شود.
درس تفسیر باید جایگاه خود را در منابر و خطبه‌ها و مدارس علمیه به دست آورد. خداوند به پیامبرش می‌فرماید: كلام و سخن رانی تو باید براساس قرآن باشد نه شعر و خواب و قصه و تاریخ (لتبین الناس ما نزل الیهم) و اگر از داستان و تاریخ و رؤیاها بهره می‌گیریم باید در حاشیه باشد.
با این كه اهل بیت پیامبر عزیز مظلومند ولی رسول گرامی از مظلومیت آنان گلایه نمی‌كند بلكه از مهجوریت قرآن شكایت دارد (یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا)
برخورد ضعیف با قرآن مورد توبیخ است؛ افبهذا الحدیث انتم مدهنون و تدبر نكردن در آن با دو توبیخ همراه است.
افلایتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها
قرآن ذكر است به دلیل «نحن نزلنا الذكر» و اگر به آن بی اعتنائی شود زندگی نكبت بار به سراغ ما خواهد آمد.
(وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا)
امروز در سایه انقلاب اسلامی درهای دانشگاه به سوی تفسیر باز شده است و مقام معظم رهبری در نامه به جوانان آمریكا و اروپا فرمود برای شناخت اسلام به جای رسانه‌ها از خود قرآن بهره گیرند وظیفه حوزه‌ها آن است كه طلاب جوان را با قرآن و روش تفسیر صحیح و جامع آشنا نمایند تا رضیه و استفاده ناقص را از دیگران بگیرند.
چه عالم نماهائی در دنیا به مردم گفتند كه اطاعت از اولی الامر به دستور قرآن واجب است و اولوالامر را با بنی امیه‌ها و بنی عباس‌ها و امروز به آل سعود و آل خلیفه و امراء و پادشاهان تطبیق و مردم را اسیر این مفسدین كردند.
كه اگر ما در تفسیر اولوالامر نگاه جامعی داشته باشیم كه قرآن در كنار اطاعت از اولو الامر در آیات دیگری اطاعت از افراد گناهكار، كفور، مسرف، مهین، مفسد، بدسابقه، غافل، هوسباز، افراطی، جاهل و… را با جملات «لا تطع و لا تطعوا و لا تتبع و لا تتبعوا» نهی كرده هرگز مسیر رشد انسان از ولایت اولیاء خدا به پذیرش ولایت طاغوت‌ها تبدیل نمی‌شد.
ما با انس با قرآن می‌توانیم مواعظ خود را با قرآن گره بزنیم (فذكر بالقرآن من یخاف وعید)
ما با انس با قرآن می‌توانیم درس اخلاق و تهذیب خود را با آیات اخلاقی گره بزنیم
ما می‌توانیم با انس با قرآن پاسخ همه سئوالات را بدهیم (آیات للساكلین)
ما می‌توانیم تمام مشكلات روحی و اجتماعی را حل كنیم (و ننزل من القرآن ما هو شفاء)
ما می توانیم با نور قرآن ظلمات را روشن كنیم (لتخرج الناس من الظلمات الی النور)
ما می‌توانیم در اردوهای تابستانی و زمستانی (رحله الشتاء و الصیف) محور دروس تابستانی را تفسیر سوره ای در قرآن قرار دهیم.
ما می‌توانیم با دقت در آیات به علومی دست یابیم كه امام رضا (ع) فرمود (من اراد العلم فلیثور القرآن)
امروز دنیا از آب بنزین می‌سازد كه شاید آیه ما (و اذالبحار سجرت) اشاره به آن باشد.
امروز از یك كلمه (لونها تسر الناظرین) دانشكده روان شناسی رنگ‌ها را ایجاد كرده اند.
چرا كتابی كه به قول حضرت علی(ع) (بحر لاتدرك قعره) است را جدی و جدی‌تر از قبل نگیریم.
به هرحال تابستان و تعطیلات آن از یك سو و ماه رمضان بهار قرآن از سوی دیگر و وجود اردوهای تابستانی و حدود یك میلیون معلم و پنج میلیون دانشجو و میلیون‌ها نسل نو فرصتی است كه اگر خدای ناكرده بهره نگیریم حسرتی در یوم الحسره خواهیم داشت.
مدیران و مدرسان و متولیان حوزه‌های علمیه سراسر كشور در این یك ماه كه فرصت داریم با تدبیری كه با مشورت ائمه جمعه و جماعات و سازمان‌های فرهنگی می‌اندیشند اقدامی در شأن قرآن انجام دهند.




ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 31 خرداد 1396  توسط [ra:post_author_name]

مهجور بودن قرآن!!

آیت الله قرائتی طی سخنانی مهجور بودن قرآن را متذکر شدند .

كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام.
۱. آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟
۲. آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟
۳. آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 31 خرداد 1396  توسط [ra:post_author_name]

8 هشتم رجب - ولادت شیخ حر عاملی رحمة الله علیه

محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسین، معروف به شیخ حر عاملى در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجرى در خانواده‏اى اهل علم و علاقه‏مند به خاندان رسول خدا صلى الله علیهم اجمعین در روستاى مشغره در منطقه جبل عامل لبنان دیده به جهان گشود.

وسائل الشیعه مجموعه ‌ای از روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام درباره احکام شرعی در تمام ابواب فقه است که طی بیست سال به نگارش درآمده است.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396  توسط [ra:post_author_name]